Search this site
Points of Interest
Sunday
Apr262015

Jewelry Store

Moshir Mall
Jewelry Store | Leather Goods | Luminary Shop | Perfume Store | Snack Cafe | Souvenir Shop

 

Go to Gallery / به گالری مراجعه کنید

 مغازه جواهرفروشی

[ جولِری اِستور]

رفتن به مغازه جواهرفروشی برای مادرم و اقوام نزدیکش بسیار جالب و دوست داشتنی بود. رفتن به مغازه ها یکی بعد از دیگری برای من عذاب الهی بود. جواهرات در قفسهُ شیشه ای ویا آینه- ای برای فروش به نمایش گذاشته شده بودند. تنها چیزی که مرا کنجکاو می کرد همان قسمتی بود که جواهرات ساخته می شد. این قسمت کاملاً از قسمتی که جواهرات به نمایش گذاشته شده بودندکاملاً جدابود.

جواهرسازان با ذوق و متبحّر روی زمین می- نشستند و روی گردنبند، انگشتروالنگو کار میکردند. حرارت لازم ازطریق ذغال گداخته در منقل تهیّه میشد. من قادر به سؤال کردن نبودم چون آنها مرا دختر بچّه پررو و فضولی مینامیدند و سؤال آنها این بود: چرا اینجا ایستاده ای؟

خاطرات غیرقابل فراموشیم درباره جواهراینست که در آن زمان جواهر برای زنان نوعی سرمایه گذاری بو د. زنان حساب بانکی نداشتند و معمولاً ذخیره آنها بیشتر طلا و جواهر بود. اکثراًبه من سفارش میشد «طلاو جواهراتت را نفروش. طلا بهترین سرمایه است که میتوانی در مواقع احتیاج آنرا بفروش برسانی.» در واقع نه فقط زنان حساب بانکی نداشتند حتی’ مردان همسران خود را با دارائی و یا درآمد خود سهیم نمی کردند.

Jewelry Store

[ Maghazeh Javaher Foroushi ]

Going to the jewelry stores was very exciting for my mother and her close family members. For me, going to store after store was torturingly boring. The jewelry was exhibited in glass cases and mirrored shelves. But I was most interested in where the jewelry makers were working. The work areas at the time were close to the displays but treated as separate and private.

The talented and experienced jewelry makers were sitting on the floor and they were working on necklaces, rings and bangles. The heat was provided by glowing coals in a pot. I couldn’t ask any questions because they called me “a meddling girl” and asked “Why are you standing here?”

A lasting memory of mine was first understanding that jewelry was a kind of investment for women. Women didn’t have bank accounts and their savings were mostly gold and jewels. Many times I was advised: “Don’t sell your gold stuff; It is the best investment for the time that you need money.” Actually women not only didn’t have bank accounts, the husbands didn’t share their wealth or income with their wives.

مهمترین و با ارزشترین جواهر در آن زمان زمرّد بود. تقریباً اکثر خانمها انگشتر زمرّد داشتند که اطراف آن برلیان کارشده بود. افراد کم درآمد زمرّد روسیّه را استفاده میکردند. رنگ زمرد روسیّه متفاوت از زمرّدهای دیگربود. زمرّد بخصوص برای دختران ایرانی که قصد ازدواج داشتند اهمیّت بخصوصی داشت.

رویهمرفته ازدواج نوعی تجارت بود. اولیاء عروس درخواست جواهر،مهریه (مقدار پولی که داماد باید به عروس بپردازد)و برگزاری مراسم ازدواج را از خانواده داماد داشتند. بعضی اوقات گفتگو و اتخاذ تصمیم در باره ازدواج تبدیل به جرّوبحث تندو خشن میشد. معمولاً بالا گرفتن جرّو بحث از طرف خانواده عروس برای بالا بردن مهریّه بود.

این موارد دلیل بر پرستیژ عروس و روح بلند داماد بود. باید متذکّرشد که عروس و اولیاء او باید متقابلاً جهیزیّه که عبارت از وسائل خانه و مبلمان بود برای دخترشان تهیّه کنند. از طرف دیگر فامیل داماد مایل به بالا بردن مقدار مهریّه نبودند.

The most important stone was the emerald. Almost all women from comfortable families had ring decorated with diamonds inlaid around the emerald. Poor people had emeralds from Russia. The color was however quite different. Emeralds were especially important for Iranian girls who were about to get married.

Overall marriage was a kind business. The bride’s parents demanded jewelry (mehrieh: the amount of money that groom must pay to the bride), and ceremonies. Often the discussion became an argument. The cause for the brides family was about enhancing the bride’s value.

These things showed the bride’s prestige and the bridegroom’s ambition. I should mention that bride’s parents were supposed to provide a dowry for complete furniture and appliances. On the other hand, the groom’s family were not inclined to spend too much money on mehrieh.

مروارید خلیج فارس جواهر دیگری بود که در آن زمان با ارزش بود. مروارید خلیج فارس بطور طبیعی بوجود می آمد و داستان آن به این قرار بود که صدفهای دریا به سطح آب مراجعت میکردند و سپس دانه های باران را در برگرفته و به ته دریا برمی گشتند. دانه های باران در نتیجه فعل و انفعالات شیمیائی تبدیل به مروارید میشدند. داستانهای جالبی راجع به غوّاصانی که برای صید مروادید تلاش میکردند وجود داشت. این صیّادان با به خطر انداختن خود برای جمع آوری صدف حامل مروارید، شناکنان خود را به محل های عمیق دریا میرساندند. محصول داخل صدف میتوانست مروارید بسیار درشت یا مروارید غیر سالم و بد شکل و یا صدف کاملا خالی باشد.

فیروزه در ایران شهرت بسیاری داشت. بعضی از ایرانیان معتقد بودند که فیروزهُ مشهد بهترین فیروزه در دنیااست.

به خاطر دارم که افراد ثروتمند مقدار متنهابی از پول خودرا به سرمایه گذاری روی جواهر اختصاص می داند. جواهر را در تزیئن وسائلی مانند منقل و وافور و یا قلیان مصرف میکردند. در تهران موزه هایی وجود دارند که وسایل تزیین شده به جواهر را مانند ظروف، عصاو تاجهای سلطنتی را به نمایش گذاشته اند.

مادرم،خاله یا دختر خاله هایش از رفتن به بازارمشیرالدّوله برای دیدن و زیرو کردن لوازم آرایش، عطرو طلاجات و جواهر لذّت میبردند. زنان ایرانی بینهایت اهل مد وزیبائی بودند. تبدیل کردن طلاجات و جواهرهای قدیمی به مدلهای جدید برای آنها نوعی تفریح بود.

Another precious object was Persian Gulf pearls. Pearls were cultured naturally. I was told that shells floated to the surface to collect rain so that pearls could be made. There were enjoyable stories about the men who could go down in the Persian Gulf to collect pearls. They put themselves at risk of drowning, going very deep to hunt the shells. Sometimes the shells contained a big pearl and sometimes it was empty or the pearls were not big enough or were not in good shape.

Turquoise was very famous in Iran. Some Iranians seem to believe that the turquoise from Mashad was the best in the world.

I remember very rich families and relatives who invested lots of money in jewels. They used them on things like smoking devices such as the charcoal pot and opium pipe, or tobacco pipe called Ghalyan. Museums in Tehran exhibit items decorated with these kinds of jewels, such as dishes or canes or crowns.

My mother, her aunt and cousins enjoyed going to Moshir-al-douleh mall to search for new jewelry, cosmetics, or perfumes. Iranian women were extremely fashion minded. They exchanged their gold and jewelry as a kind of recreation.

« Moshir Mall | Leather goods »

Reader Comments

There are no comments for this journal entry. To create a new comment, use the form below.

PostPost a New Comment

Enter your information below to add a new comment.

My response is on my own website »
Author Email (optional):
Author URL (optional):
Post:
 
Some HTML allowed: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <code> <em> <i> <strike> <strong>