Search this site
Points of Interest

Entries in holy (2)

Sunday
Jan022011

Persian Mosque

 

Go to Gallery / به گالری مراجعه کنید 

مسجد نصیرالملک

[ پِرشِن ماسک ]

مسجد با شکوه نصیرالملک واقع در شیراز درفاصله بسیار کوتاهی از حرم شاه چراغ قرار داشت.بخاطر دارم که تمام سعی خود را برای دنبال کردن مادربزرگم در طی این فاصله بکار میبردم.

 همیشه برایم ناخوشایند بود وقتی مادر بزرگ و خاله ام مراهنگام نماز جماعت زود تر به مسجد میفرستادند تا در صف اول نماز برای آنها جا بگیرم.  

این موضوع ناخوشایندتر می شد وقتیکه در ماه ماه رمضان در تابستانهای گرم شیراز مجبور بودم چادر به سر کرده تا به توانم وارد مسجد  بشوم. من تمام سعی خود را برای حفظ حجاب می کردم، با این حال هیچوقت از غرولند های زنانی که مرتّب راجع به حجاب من به مادر بزرگ تذّکر می دادند در امان نبودم . « او گرفتاری درست میکند، چطور ممکن است او نوه شما باشد?»

از‌آنجاییکه مادربزرگ زن محترمی در میان جمع بود، من دوست نداشتم که او را بیازارم و تمامی سعی خود را درجلب رضایت او میکردم.

آنچه که از آن مسجد به خاطر می آورم و مرا برآن داشت که آنرا بسازم پنجره های ساخته شده از شیشه های رنگی و منبّت کاری زیبای آن روی سقف معروف به پنج کاسه ای بود که هرگز نمی توانم آنهارا فراموش کنم.

Persian Mosque

[ Masjed-eh Nasir Al-Mulk ]

The monumental Nasir al-Mulk Mosque in Shiraz, Iran, was walking distance from the holy place of Shah-Cheragh. I recall trying to keep up with my grandmother on our way there.  

I hated it when I was sent to the mosque ahead of the Namaz-eh jama-at (the formal public prayer) to reserve first-row spaces for my grandma and aunt.

It was the worst during Ramadan because of the crowds. It mind-bogglingly hot in Shiraz during the summer and I had to wear a chador (head-to-toe scarf) to be allowed into the mosque. I did my best to cover my hair and my body in the chador, but nevertheless the attendant always complained to my grandma: “She is a troublemaker; how could she be your granddaughter?”

My grandma was a respected woman and I felt so badly when I embarrassed her. My goal was to keep my grandma pleased, and believe me, I did my best.

What wished to recreate about the mosque in my diorama was the stained glass and the concave plaster motifs that made the ceilings so beautiful.

Monday
Jan032011

Holy Place

 

Go to Gallery / به گالری مراجعه کنید

شاه چراغ

[ توم آو لَیت ]

طبق روایتی که شنیده ام شاه چراغ مقبره میرسیّد احمد فرزند امام موسی هفتمین امام شیعه است. او برای رهایی از فشار عبّاسیان به مسلمانان شیعه به شیراز پناه برد، و در آنجا اقامت گزید.

هنگامی که بعضی از خویشاوندان من برای گذراندن تعطیلات خود به شیراز می آمدند، شاه چراغ از جمله جاهایی بود که میهمانان علاقه به زیارت آن داشتند، من تنها کسی بودم که با علاقه داوطلبِ بردن میهمانان به شاه چراغ می شدم.

برای من زیبائی و هنری که در ساختن موزاییک ها، آینه ها و زمین های پوشیده از سنگ مرمر بکار رفته بود بسیار جالب و تحسین برانگیز بود. در حالیکه میهمانان مشغول خواندن نماز بودند، من از مشاهده این زیبائیها لذّت می بردم برای من این مکان مجموعه ای ازهنر، مذهب ، شعر و موسیقی (خواندن دعا) بود. در آن سالهای جوانی فکر می کردم هنر و مذهب یکی هستند. هنوز هم فکر می کنم که مکان های مقدٌس مثل کلیساو مسجد بیانگر زیبایی های هنر، موسیقی و شعر باشند.

Tomb of Light

[ Sha-heh Cheragh ]

I have heard that Shah-e-Cheragh is the tomb of Said Ahmad, son of Emam Musa, the seventh prophet of Shia. He took refuge to Shiraz during the Abbasid persecution of Shia Muslims.

Some of my relatives were invited to come to Shiraz, staying with my family for vacation. Shah-e-Cheragh is a holy place where guests like to visit. I was the only one who loved to take the guests to Shah-e-Cheragh.

I loved the beauty of the mosaic tile work with mirror glass, and the marble of the floor. While the guests were praying, I was enjoying the mosaics which covered all the walls and ceiling. To me it was combination of art, religion, poetry, and music (singing of prayer). At this age, I believed that both art and religion were one. I still believe that holy places (churches, mosques, shrines) exist to show the beauty of art, music, and poetry.