Search this site
Points of Interest

Entries in water (4)

Sunday
Feb132011

Bathroom

 

Go to Gallery / به گالری مراجعه کنید

حمّام نمره

[ بَسروم ]

هنگام كودكي من، در بيشتر منازل حمّام وجود نداشت فقط خانواده هاي ثروتمند در منزل حمّام داشتند كه آن هم بدليل نبودن آب گرم در زمستان زياد استفاده نميشد.

در دوران کودكي بيشتر بهمراه مادر بزرگم از حمّامهاي عمومي استفاده ميكرديم و در دوران نوجواني از حمّامهاي عمومي با کابین های انفرادي (حمّام نمره) بود استفاده ميشد. فرم حمّامهاي ايراني و استفاده از آنها كاملا با حمّامهاي غربي متفاوت بود . بايد گفت حمّام رفتن در آن زمان يكي از برنامه هاي جالب و طولاني روزانه بود.

براي شستشوي خود از كيسه هاي ضخيمي استفاده ميكرديم كه با آغشته ساختن آنها به سفیداب (مادّهُ تمیز کننده ،مخلوطی از مواد طبیعی) بدن خود را ميشستيم.

Bathroom

[ Hammam-eh Nomreh ]

During my childhood, a bath was not a part of most Iranian homes. Only the very rich had residential baths, but even many of those did not have warm water during winter.

When I was a child, I usually used the public Turkish bath with my grandma every week. During the teenage years, things had changed and I used the hammam-eh nomreh. Literally: the numbered bath; semi-private bathrooms for rent. The designs of the baths were so different than the Western model and the way we approached the task was also different. It was a big deal, sometimes taking a good part of the day.

I remember the rugged texture of the kisseh—a sort of a rough wool mitten we soaped up with Sefidab (a natural peeling, consisting of only natural ingredients and minerals).  

Sunday
Apr032011

Drinking Water

 

Go to Gallery / به گالری مراجعه کنید

آب خوردن

[ دیرینکینک واتر ]

در آن زمان آب آشاميدني در ايران بخصوص از نوع تصفيه شده کمياب بود. در سال ۱۳۲۸ شمسی كه من ده ساله بودم ، آب لوله كشي در شيراز راه اندازي شد. قبل از آن آب را درون بشكه (یا کیسه های چرمی) برروي چهارپايان بدرب منازل ميبردند. البته اشخاص مرفّه در منزل چاه آب داشتند كه ازآن برای آشامیدن و پرکردن حوضها استفاده مي كردند.

همچنین خانونواده های مرفّه نوشابه هاي وارداتي مثل كوكاكولا رامصرف میکردند که بعدها بصورت تجارت بزرگی در آمد.

البتّه خانواده هاي کم درآمد آب آشاميدني را از جاهايي كه شير آب وجود داشت درون كوزه و یا دولچه (کیسه چرمی) به منزل برده و نگهداري ميكردند.

بهر حال در آن زمان ،آب آشامیدنی چندان خالص نبود و باعث بروز بسياري بيماري هاي پوستي بخصوص سالك ميشد كه درماني نداشت و پس از مدتها كه بهبود مي یافت جاي ناخوشايندی بر روي پوست باقي ميگذاشت.

Drinking Water

[ Abe-h Khordan ]

Good drinking water is a scarce commodity in Iran. I was 10 years old in 1949 when Shiraz first had a municipal water system. Before then, spring water was brought in giant leather sacs, carried on the back of mules to the middle class families. The rich had their own private wells, from which the servants filled covered pools.

And the comfortable could also afford to drink carbonated soft drinks such as Coca Cola, which became a big business not long after it arrived in Iran.

The lower class got their drinking water from a public water house. They used different containers: ceramic, leather bags, or copper.

However the water in Shiraz was not pure. Many of the children suffered from a skin disease contracted from contaminated water. There was no cure at that time and when it was finally eradicated we were left with ugly scars.

Monday
May022011

Traditional Grocers

 

Go to Gallery / به گالری مراجعه کنید

بازارچه سنّتی

[ تِرَ دیشِنال با زار ]

در ايران آب نشانه صلح و آرامش و ماهي طلايي نشانهُ حيات، حركت و شتاب است. در بسياري از خانه ها در آن زمان حوضي با كاشي هاي آبي پر ازماهي به چشم ميخو رد.

در بازارها هم حوض هائي به همان شكل ديده مي شد كه پر از ماهي براي فروش بودند. بازارها مملو از تردٌد آدم ها و حيوانات گوناگون اهلي بود. عطر ادويه جات و گلاب و زعفران در آ فضا پراكنده بود.

در طول تابستان بادمجان مصارف زيادي درانواع غذاها و ترشيجات داشت. ميوه هائي مانند توت فرنگي و توت سياه در سبدهائي عرضه ميشدند كه بعلّت گرانتر بودن اشخاص مرفّه قادر به خريد آنها بودند.

اين روزها كه من انواع بسته هاي زعفران را در مصرف غذا استفاده ميكنم هيچگاه نميتوانم عطرو طعم زعفران هاي آن دوران را باحال مقايسه کنم.

Traditional Grocers

[ Bazarche Sonnati ]

In Persia, water is a sign of light and peace and a goldfish is a sign of motivation and agility. In many homes there was a pond of blue tiles.

We hunkered over a similar pond in middle of the bazaar to play with the goldfish being sold. People and animals of all types passed by. The air smelled of dried spices, rose water and ripe fruits. The heaps of saffron glowed under the dusty light from wood roof far above us.

During the summer, eggplants were sold everywhere because one could eat them in so many ways: stews, dips, pickles. The most expensive items were strawberries and blackberries, which the vendors arranged impeccably in small straw baskets for the very well off.

Today, I have all the Persian saffron I need for my cooking, but regardless of the quality, somehow it never smells and tastes the way it used to.

Sunday
May242015

Perfume store

Moshir Mall
Jewelry Store | Leather Goods | Luminary Shop | Perfume Store | Snack Cafe | Souvenir Shop

Go to Gallery / به گالری مراجعه کنید

مغازه عطرفروشی

[ پِرفییوم اِستور]

در ایران آب مادّه بسیار با ارزشی بود که درسالهای بچّگی من مقدارزیادی ازآن در اختیار مردم نبود. بوی مطبوع برای خانمها اهمیّت داشت و بوی بد بدن برای آنها خجالت آوربود. عطر، کرم ویا روغنهای خوش بو برای آنها جالب بود. معمولا مردم از سبزیهای معطّر،پوست میوه ها،انواع ادویه ها و دانه های خوش بو استفاده می کردند. در زمستانهابرای خوش بو کردن محیط اطاق پوست پرتفال را در بخاری می انداختند.

گلاب نوعی انسانس بود که در طبّاخی و طبخ بعضی از دسرها ازآن استفاده میشد. بعضی از خانمهاگلاب را به عنوان عطر استفاده میکردند. گلاب در مراسم مذهبی برای تر و تازه کردن دست و صورت به کار میرفت. من پنج ساله بودم که استفاده از گلاب را از طریق مشاهده یاد گرفتم. مردم دست و صورت خود را با گلاب آغشته میکردند. به همین مناسبت از وسیله ای استفاده می شد که آنرا گلاب پاش میگفتند و از شیشه ساخته شده بود. افراد متمکّن و ثروتمند ازنوع طلا و نقره آن استفاده می کردند. گلاب پاش بعضی اوقات با جواهرات گرانقیمت نظیر زمرد و یاقوت تزیین شده بود. این نوع گلاب پاش را زمانی که جوان بودم در یکی از موزه های تهران دیدم.

از گل یاس جَسمن و شکوفه نارنج و پرتقال برای معطّر کردن بادام استفاده میشد. بادام معطّر شده در تهیّه شیرینی ها به کار میرفت. برای خوش بو کردن لباسها، شکوفه پرتقال، گل سرخ محمّدی و یاس در جیب لباسها گذاشته میشد.

امروزه عطر و ادکلن ازکشورهای خارج به ایران وارد می شود. اسانسهای طبیعی بصورت عرقیّات به مصارف درمانی میرسد. برای مثال نعنا برای دل دردو ناراحتیهای معده تجویز میشود.

Perfume Store

[ Maghazeh Atre Foroshi ]

Water was a valuable commodity and not as plentiful back when I was a child. Scents were important for Iranian women because of perhaps a shame of their natural smell. They were very interested in perfumes, creams, oils, and the other kinds of aromas. People used fragrant vegetables and the skin of fruits, herbs and seeds. In the winter they would add dry orange peels to the heating stoves.

Rose water was a kind of essence used in cooking and making some desserts. Iranian ladies also used it as perfume. This essence was important in religious ceremonies as refreshment. It was given to me at the age of five and I had to observe how to use it. People applied the essence to their face and hands. The vessel (golab-posh) that held the rose water was usually made of glass. But the rich people also used silver and gold. They even decorated them in emerald and ruby. I saw those in the Tehran museum when I was a young adult.

People soaked almonds in jasmine and orange blossom for a month. Then they used them in making treats such as cookies or candies. My family stored clothing with orange-, rose- or jasmine-blossoms in the pockets or in small bags.

Today perfumes and colognes are imported. Now all the old natural essences are used as medical remedies. Mint for example is for tummy aches.