Search this site
Points of Interest

Entries in western (2)

Wednesday
Feb022011

Dining Room

 

Go to Gallery / به گالری مراجعه کنید

اتاق نهارخوری غربی

[ وِستِرنَیزد دَینیگ روم ]

مادربزرگ من همیشه میهمانیهای بزرگ بر پا می کرد و مسیُولیٌت جشنها و مراسم فرهنگی و مذهبی را بعهده میگرفت. او هرگز از میز و صندلی به سبک اروپائی در این میهمانیها استفاده نمیکرد. غذاهای خوشمزه و کم نظیرایرانی روی سفره قلمکار که خود بر روی قالی های دستباف ایرانی گسترده شده بود قرار می گرفت.

میزوصندلی نهار خوری یکی دیگر از نمونه های انتقال فرهنگ غربی به ایران بود و مثل موارد دیگر نشانه ثروت و تشخٌص افراد محسوب می شد.

اتاق نهارخوری مرا به یاد مادر بزرگم می اندازد. او از پدر بزرگ ثروتمند و سلطه طلب من جدا شده بود. با وجود این تجربه تلخ، او همواره ارجحیٌت را به مردان می داد و تاُکید داشت که از مردان قبل از زنان پذیرائی شود.

این روحیّه پذیرش برتریِ مرد از سوی زنان موفقیّتی بزرگ برای سیستم مرد سالاری در جامعه بود.

Westernized Dining room

[ Otagheh Nahar Khorie Gharbi ]

My grandma was the one who threw big parties and shouldered the responsibility to celebrate all cultural and religious events. But she never used chairs or dinning tables. Delicious and exotic foods were set on the sofreh ghalamkar (traditional table cloth) spread on the floor, which was carpeted wall to wall with Persian rugs.

The westernized dining room was the other phenomenon transferred from Europe to Iran and, as usual, it became a sign of status.

The Persian dining room reminds me of my grandma’s confounding habits. She was divorced by my wealthy and domineering grandpa, yet despite her tough experience with him, she gave priority to men in virtually everything. For instance, I remember that she advised the servants that the men should be looked after before the women.

Is it not the success of oppression when women internalize the oppressive system?

Friday
Feb042011

Living Room

 

Go to Gallery / به گالری مراجعه کنید

 اطاق نشیمن غربی

[  وِستِرنیزد لیوینگ روم ]

در خانه ما بيشترين  اختلاف بین والدين من، بوجود آوردن تغيير در سالن پذيرايي به سبک غربی بود. با وجود اين مادرم هيچوقت درباره اين قسمت از منزل كه مخصوص پذيرائي مهمانانش بود کاملا رضايت نداشت.

به خاطر می آورم که در خانه ما دو نوع اطاق نشیمن وجود داشت.  اطاق نشیمن ایرانی و اطاق نشیمن فرنگی. تا آنجا که من شنیده ام با نزديكتر شدن ارتباط با اروپا تغييراتي در روش زندگي و فرهنگ مردم  ایران بوجود آمد و براي هميشه در زندگي ايراني تأثير گذار شد. افراد تحصيلكرده سبک زندگي غربي را به ايران آوردند. لوازم زندگي و مبلمان فرانسوي سمبل زندگي و نشان شخصيت برجسته افراد گرديد.  

باوجود تقلید ظاهری از شیوه زندگی غربی ، طبقه مرفّه همچنان به شیوه گذشته از وجود خدمتكار براي انجام امور منزل بهره مي بردند . خدمه اي كه هر لحظه گوش به فرمان آنها بودند. خانواده هاي ارتشي برای انجام امور شخصی خود از جوانانیکه خدمت دوساله نظام وظیفه خود را ميگذراندند به عنوان مصدر استقاده می کردند. خاطره رفتار با زير دستان و خدمه در آن زمان هنوز برای من خجالت آور است.

Westernized Living room

[ Otagheh Neshiman-eh Gharrbi ]

A major conflict between my parents was over the frequent remodeling of the salooneh paziraie (the “sitting” room). It seemed my mother was never satisfied with the room where she received her friends.

I remember that there were two kinds of living rooms in our home. Traditional Persian and Westernized living rooms. Communication with Europe forever altered the Iranian living style. The rich and the educated brought the Western living style to Iran. French style furniture became a symbol of distinction and a sophisticated personality.

Though they imitated the European living style, the upper class still enjoyed some traditional privileges, such as extracting cheap labor from servants. I remember the servants were at the beck and call of their masters every minute of their lives. The military upper rank had their own version of servants: mas-dars, or young men drafted into servitude for their two-year mandatory military service. The memory of the way we treated the people below us is an embarrassment to me.